على محمدى خراسانى

51

شرح مكاسب (فارسى)

روايت نبوى داريم كه منافى با جواز است و آن اينكه : پيامبر اكرم ( ص ) فرموده : خداوند يهود را لعنت كند ، چرا كه شحوم بر آنها حرام شد ولى آنان شحوم را معامله كردند و از ثمن آن استفاده نمودند « 1 » ، يعنى بيع الشحوم كار حرام و غيرجايز است . مرحوم شيخ ره مىفرمايد : خير اين حديث منافى جواز بيع شحوم نيست زيرا كه در روايت كلمهء الشحوم آمده كه جمع با الف و لام و مفيد عموم است و معناى حديث اينست كه : اوّلا خداوند بر يهوديان همهء شحوم را حرام كرده بود چه شحوم سباع و چه حيوانات حلال گوشت ، و ثانيا از اسناد تحريم ، به خود شحوم استفاده مىشود ، كه خداوند جميع انتفاعات به شحوم را بر آنها تحريم كرده بود ولى براى ما مسلمانها كه چنين نيست ، يعنى : اوّلا جميع شحوم تحريم نشده شحوم حيوان حلال‌گوشت براى ما حلال است . و ثانيا در شحوم سباع هم باز مطلق انتفاع به آن حرام نشده بلكه خصوص اكل تحريم شده امّا ساير منافع مقصودهء مذكوره كه حرام نيست تا بيعش ممنوع باشد . پس اين نبوى منافى با جواز نيست . قوله : و لكن الموجود : اين جمله استدراك از لا ينافيه است يعنى حديث قبلى منافى با جواز نشد ولى يك حديث ديگرى داريم كه او منافى با جواز بيع شحوم سباع است . و آن حديث نبوى است كه شيخ طوسى ره در كتاب خلاف در باب اطعمه و اشربه از پيامبر اكرم ( ص ) نقل كرده : انّ اللّه اذا حرّم اكل شيئ حرّم ثمنه ، يعنى خداوند هرگاه خوردن چيزى را حرام كرد ثمن آن را هم حرام كرده ، و در ما

--> ( 1 ) عوالى اللئالى ج 1 ص 181 حديث 240 .